اوايل هر روز صبح سر وقت مي آمد
در طول زمان اداري كارهاي محوله را انجام مي داد به ديگران كمك مي كرد
جلساتي كه همكارانش حاضر نبودند بروند مي رفت
همكاري هاي بين بخشي با ساير معاونت ها را كه همكارانش از آن گريزان بودند انجام مي داد
بازرسي هاي داخل شهري را (كه حق ماموريت و ناهار به آنها تعلق نمي گرفت) او مي رفت
و كم كم كارهايش آنقدر زياد شد كه اكثراً در ساعات اداري در محل كار خودش نبود همه اش اين جلسه و آن جلسه، اين معاونت و آن معاونت، اين سركشي و آن سركشي ....
گاهي براي ديدن رئيس مجبور مي شد صبح خيلي زود بيايد يا عصرها در محل شغل دوم رئيس او را ملاقات كند
ديگر